تبلیغات

دسته ها
آمار سایت

پست ثابت


داستان کوتاه    ۱۱ آبان ۱۳۹۰    6,417 viewsبار بازدید

” از فردا، از فردا روز دیگری دارم “، هر شب وقت خواب این کلمات را مثل دعایی بر زبان می آورد و به رختخواب گرم و نرمش می خزید و به رویاهایش سفر می کرد .

از فردا روز دیگری دارم. صبح به کتابخانه می روم. کمی فلسفه می خوانم، کمی تاریخ، کمی هم نقد. بعد می نویسم؛ آرام، بی صدا.  آنقدر که باریک شوم، به نازکی خط آبی روان نویسم. اصلا کتابخانه مرا به شوق می آورد اما اول باید تکلیفم را با این رییس یکدنده روشن کنم …” (more…)

 




پست ثابت

امکانات جانبی
تبلیغات
مطالب محبوب سایت

آهنگهای روز